اگر CWDM را با DWDM مقایسه می کنید، سؤال اصلی معمولاً عملی است: کدام رویکرد مالتی پلکسی تقسیم طول موج به شبکه شما تعادل مناسبی از ظرفیت، دسترسی، مقیاس پذیری و هزینه را می دهد؟ هر دو فناوری چندین سیگنال نوری را روی یک فیبر منفرد منتقل میکنند، اما نیازمندیهای شبکه متفاوت - را برآورده میکنند و انتخاب صحیح به ویژگیهایی مانند طول دهانه، انتظارات رشد کانال، نیازهای تقویت و تعداد فیبر موجود بستگی دارد.
در اینجا یک چارچوب تصمیم گیری کوتاه است. CWDM معمولاً برای پیوندهای مسافت کوتاهتر (تقریباً کمتر از 80 کیلومتر بدون تقویت) با تعداد کانالهای متوسط - ارتباطات متقابل دانشگاه، نقطه سازمانی-به{5}دورانهای نقطه سازمانی، یا دسترسی-قابلیت حمل و نقل لایه در جایی که سادگی و هزینه اولیه کمتر اهمیت دارد، مناسبتر است. هنگامی که به چگالی کانال بالاتر، دسترسی بیشتر به انتقال، پشتیبانی از تقویت نوری، یا یک لایه انتقال که میتواند بدون طراحی مجدد کامل - رایج در حلقههای مترو، اتصال مرکز داده (DCI)، ستون فقرات و شبکههای مسافت طولانی-، مقیاس شود، معمولاً انتخاب قویتری است.

مقایسه CWDM در مقابل DWDM در یک نگاه
| عامل | CWDM | DWDM |
|---|---|---|
| استاندارد ITU | ITU{0}}T G.694.2 | ITU{0}}T G.694.1 |
| فاصله کانال | 20 نانومتر (عرض) | 100 گیگاهرتز، 50 گیگاهرتز، یا باریکتر (تا شبکه انعطاف پذیر 12.5 گیگاهرتز) |
| حداکثر تعداد کانال | تا 18 (محدوده 1271-1611 نانومتر) | 40–96+ در باند C-. بیشتر با باند C+L |
| دسترسی معمولی بدون تقویت | 40-80 کیلومتر | 80-120 کیلومتر (بر اساس طراحی متفاوت است) |
| تقویت نوری (EDFA) | طول موجهای عملی - خارج از باند افزایش EDFA قرار میگیرند | باند کاملاً سازگار - C- با EDFA (1530–1565 نانومتر) تراز میشود |
| نوع لیزری | لیزرهای DFB خنک نشده (هزینه کمتر، تحمل دریفت بیشتر) | لیزرهای خنکشده یا تثبیتشده با دما (کنترل طول موج دقیقتر) |
| پیچیدگی سیستم | - mux/demux سادهتر، نیاز به دقت کمتر | فیلتر بیشتر - محکمتر، قفل کردن طول موج، امکان ادغام OTN |
| مقیاس پذیری | محدود به سقف 18 کانال و بدون مسیر تقویت | با افزایش تقاضا، طول موجها، باندها یا تقویتکنندهها را - بالا اضافه میکند |
| برنامه های کاربردی معمولی | پردیس، دسترسی سازمانی، DCI کوتاه، مسیرهای بازگشت CATV | مترو، هسته، مسافت طولانی-، DCI با ظرفیت بالا-، زیردریایی |
| مشخصات هزینه | جلوی پایین (اپتیک + غیرفعال mux/demux) | هزینه اولیه بالاتر، اما اغلب هزینه هر بیت کمتر در مقیاس |
جدول بالا منعکس کننده تجارت عمومی مهندسی-است: CWDM تراکم و دسترسی به سادگی و هزینه را معامله میکند، در حالی که DWDM سادگی را با ظرفیت، مسافت و انعطافپذیری طولانی مدت معامله میکند.
WDM چیست؟ چگونه CWDM و DWDM در آن قرار می گیرند
مالتی پلکسی تقسیم طول موج (WDM)تکنیک اساسی پشت هر دو CWDM و DWDM است. این کار با تخصیص جریانهای دادههای مختلف به طولموجهای مختلف (رنگهای) نور، سپس ترکیب آنها روی یک فیبر نوری با استفاده از یک مالتی پلکسر کار میکند. در انتهای دور، یک دی مالتی پلکسر طول موج ها را دوباره به کانال های جداگانه جدا می کند. این به یک جفت فیبر منفرد - یا حتی یک رشته فیبر منفرد با فرستندههای گیرنده دو جهته (BiDi) - اجازه میدهد تا سیگنالهای مستقل زیادی را به طور همزمان حمل کند.
CWDM(مضاعف تقسیم طول موج درشت) از فاصله کانال گسترده 20 نانومتری در طول یک پنجره با طول موج گسترده از 1271 نانومتر تا 1611 نانومتر استفاده می کند، همانطور که توسط ITU-T G.694.2 تعریف شده است. فاصله وسیع به CWDM اجازه می دهد تا از منابع لیزری خنک نشده با الزامات پایداری طول موج نسبتاً آرام استفاده کند. این دلیل اصلی است که اپتیک های CWDM و اجزای غیرفعال mux/demux کمتر از همتایان DWDM خود قیمت دارند.
DWDM(Multiplexing تقسیم طول موج متراکم) کانالها را بسیار محکمتر بستهبندی میکند - معمولاً در فواصل 100 گیگاهرتز (~0.8 نانومتر) یا 50 گیگاهرتز (~0.4 نانومتر) که در 193.1 تراهرتز در هر ITU-T G.694 متصل میشوند. این بسته بندی فشرده نیازمند لیزرهای تثبیت شده دما و فیلترهای نوری دقیق تر است، اما کانال های بسیار بیشتری را در فیبر مشابه امکان پذیر می کند. سیستمهای DWDM مدرن که در باند C به تنهایی کار میکنند، میتوانند 40 کانال در فاصله 100 گیگاهرتز یا 80+ کانال در فاصله 50 گیگاهرتز را پشتیبانی کنند، با شبکه انعطافپذیر جدیدتر که پیکربندیهای متراکمتری را برای طولموجهای منسجم 400 و 800 گیگابایت ممکن میسازد.
تفاوت های فنی کلیدی بین CWDM و DWDM
فاصله کانال و شبکه طول موج
اساسی ترین تفاوت این است که چگونه طیف نوری تقسیم می شود. فاصله 20 نانومتری CWDM به این معنی است که هر کانال یک پنجره طیفی نسبتاً بزرگ را اشغال می کند که اجزای نوری را ساده می کند اما تعداد کل کانال ها را محدود می کند. فاصله زیر{3} نانومتری DWDM (0.8 نانومتر در 100 گیگاهرتز، 0.4 نانومتر در 50 گیگاهرتز) کانالهای بسیار بیشتری را در یک باند طیفی باریکتر فعال میکند.
یک نتیجه عملی مهم: از آنجایی که کانالهای CWDM دامنه طول موج گستردهای (1271-1611 نانومتر) را در بر میگیرند، از پیک جذب آب در حدود 1383 نانومتر عبور میکنند. در فیبرهای قدیمیتر G.652.A/B، این باعث میشود چندین کانال CWDM در ناحیه 1270–1470 نانومتری غیرقابل استفاده یا فاصله بسیار محدود- باشد. در الیاف کم-آب{10}} جدیدتر سازگار باITU-T G.652.C/D (OS2)همه 18 کانال CWDM قابل استفاده هستند. کانالهای DWDM، متمرکز در باند C- (1530-1565 نانومتر) و گاهی اوقات در باند L- (1565-1625 نانومتر)، بدون توجه به نوع فیبر، در یک ناحیه ضعیف- قرار دارند.
تعداد کانال و مقیاس پذیری
CWDM حداکثر در 18 کانال است. در استقرار واقعی، بسیاری از شبکهها به دلیل محدودیتهای نوع فیبر یا در دسترس بودن تجهیزات، تنها از 8 تا 16 کانال استفاده میکنند. این اغلب برای پیوندهای با ظرفیت متوسط کافی است، اما اگر تقاضای پهنای باند افزایش یابد، سقف سختی ایجاد میکند.
DWDM سقف یکسانی ندارد. یک سیستم باند C استاندارد از 40 تا 96 کانال بسته به فاصله شبکه پشتیبانی می کند. سیستم های باند C+L می توانند بیش از 100 کانال را هدایت کنند. وقتی با منسجم ترکیب شودفرستنده ها100G، 200G یا 400G در هر طول موج، یک سیستم DWDM منفرد می تواند ظرفیت های کل اندازه گیری شده در ده ها ترابیت در ثانیه را روی یک جفت فیبر ارائه دهد. این سطح از مقیاسپذیری به همین دلیل است که DWDM بر محیطهای مترو، ستون فقرات و محیطهای DCI با تراکم بالا-تسلط دارد.
فاصله انتقال و تقویت نوری
اینجاست که شکاف معماری بین CWDM و DWDM بیشتر نمایان می شود. بدون تقویت، پیوندهای CWDM معمولاً بسته به آن به 40 تا 80 کیلومتر می رسندپیوند بودجه، توان خروجی فرستنده گیرنده و تضعیف فیبر در طول موج خاص CWDM مورد استفاده.
DWDM میتواند به فواصل تقویتنشده مشابه برسد، اما مزیت مهم این است که کانالهای DWDM در باند C- (1530-1565 نانومتر) مستقیماً در پنجره بهره تقویتکنندههای فیبر دوپ شده اربیوم- (EDFA) قرار میگیرند. یکEDFAمیتواند به طور همزمان همه کانالهای DWDM در باند C{0}} را در یک گذر تقویت کند و با زنجیرههای تقویتکننده درون خطی، دسترسی به صدها یا حتی هزاران کیلومتر را افزایش دهد. کانالهای CWDM که در طول 1271-1611 نانومتر پخش میشوند تا حد زیادی خارج از پنجره بهره EDFA قرار میگیرند، بنابراین هیچ راه عملی برای تقویت یک مالتی پلکس CWDM به صورت نوری وجود ندارد. این - سازگاری تقویتکننده تک عاملی - اغلب دلیل تعیینکنندهای است که مهندسان DWDM را برای هر پیوندی انتخاب میکنند که در آن گسترش فاصله آینده یا معماری چند{7}}فضه احتمالی وجود دارد.

اپتیک، پیچیدگی و نیازهای برق
فرستندههای CWDM از لیزرهای بازخورد توزیعشده (DFB) خنک نشده استفاده میکنند. بدون خنک کننده ترموالکتریک (TEC)، این ماژول ها انرژی کمتری مصرف می کنند و هزینه ساخت کمتری دارند. فاصله کانال گسترده 20 نانومتری به این معنی است که لیزر می تواند چندین نانومتر را با تغییرات دما بدون عبور از باند فیلتر کانال مجاور حرکت دهد.
فرستندههای DWDM به کنترل طول موج دقیقتری نیاز دارند. لیزرهای خنک یا قفل شده در دما{1}}طول موج انتشار را در کسری از نانومتر ثابت نگه میدارند. این باعث افزایش هزینه و مصرف انرژی در هر ماژول می شود. در تعداد کانالهای بالاتر و فواصل طولانیتر، شبکههای DWDM ممکن است به جبران پراکندگی، مانیتورهای کانال نوری و اجزای-سوئیچهای انتخابی- با طول موج نیاز داشته باشند که در یک استقرار معمولی CWDM ظاهر نمیشوند. با این حال، برای برنامههای سازمانی یا DCI که فقط از چند طول موج DWDM در mux/demux غیرفعال استفاده میکنند، سربار پیچیدگی میتواند حتی برای تیمهایی که{7}}تجربه شرکت مخابراتی ندارند، کم و قابل مدیریت باشد.
هزینه CWDM در مقابل DWDM: مقدماتی در مقابل طولانی مدت-
هزینه کمتر CWDM به ازای هر{0}} فرستنده و مولفههای غیرفعال سادهتر، آن را به گزینه ارزانتری برای استقرار اولیه، بهویژه در پیوندهای کوتاه با تعداد انگشت شماری کانال تبدیل میکند. یک واحد غیرفعال CWDM mux/demux به اضافه مجموعه ای ازگیرنده های CWDM SFP/SFP+می تواند به طور قابل توجهی ارزان تر از راه اندازی DWDM معادل باشد.
اما تجزیه و تحلیل هزینه باید فراتر از یک روز تدارکات باشد. اگر شبکه شما به 20، 40 یا 80 کانال نیاز داشته باشد، CWDM نمیتواند - شما را با یک ریپ-و-جایگزین انتقال به DWDM تحویل دهد، که به معنای خرید سختافزار mux/demux جدید، فرستنده گیرندههای جدید و مهندسی مجدد{8} لایه نوری است. در محیطهای کمیاب{10}}فیبر که اجاره یا روشن کردن رشتههای اضافی هزینههای تکرارشونده دارد، توانایی DWDM برای بستهبندی ظرفیت بیشتر در هر فیبر میتواند هزینه کل مالکیت کمتری را در یک افق ۵ تا ۱۰ ساله ایجاد کند. سوال هزینه درست این نیست که "کدام فرستنده و گیرنده ارزان تر است؟" اما "هزینه حمل و نقل هر گیگابیت در طول عمر مورد انتظار این پیوند چقدر است؟"
زمان انتخاب CWDM: بهترین موارد استفاده
CWDM در سناریوهایی که رشد پهنای باند قابل پیشبینی و متوسط است، فواصل پیوند در محدوده غیرقابل دسترسی باقی میماند و تیم به سادگی عملیاتی اهمیت میدهد، بسیار منطقی است. نمونه های رایج عبارتند از:
- پیوندهای ستون فقرات پردیس.اتصال ساختمان ها در سراسر دانشگاه یا محوطه شرکتی که دهانه آنها کوتاه است (اغلب کمتر از 10 کیلومتر) و نیاز کانال زیر 8 تا 16 طول موج باقی می ماند. یک CWDM mux/demux غیرفعال در هر انتها بافرستنده های SFP+می تواند کانال های 10G یا 25G را بدون گذاشتن فیبر جدید اضافه کند.
- اتصالات-به-نقطه سازمانی.پیوند دادن یک مرکز داده اولیه به یک سایت بازیابی بلایای اطراف، یا اتصال طبقات اداری به یک اتاق سرور متمرکز، که در آن کل ترافیک در چند طول موج قرار می گیرد.
- دسترسی و تجمع آخرین مایل-.ارائهدهندگان خدمات از CWDM برای جمعآوری ترافیک دسترسی از چندین گره PON یا اترنت در یک فیبر مشترک به یک دفتر مرکزی استفاده میکنند، جایی که معمولاً مسافتها کمتر از 40 تا 60 کیلومتر است.
- اتصال مرکز داده با فاصله کوتاه-.اتصال سالنهای داده همزمان یا مجاور که تعداد کانالها قابل مدیریت است و اولویت استقرار سریع و کم هزینه{0}}است.
یک احتیاط از استقرار{0}در دنیای واقعی: تیمها گاهی اوقات CWDM را برای صرفهجویی در بودجه در ساخت اولیه انتخاب میکنند، فقط دو یا سه سال بعد متوجه میشوند که رشد همه کانالهای موجود را مصرف کرده است. اگر پیشبینیهای ترافیکی شما مسیر واقعی را برای نیاز به بیش از 16 طول موج نشان میدهد یا اگر پیوند ممکن است در نهایت برای رسیدن به یک سایت راه دور جدید نیاز به تقویت داشته باشد، بهتر است قبل از انجام - جایگزین DWDM را مدلسازی کنید، حتی اگر در روز اول هزینه بیشتری داشته باشد.
زمان انتخاب DWDM: بهترین موارد استفاده
DWDM انتخاب پیشفرض برای شبکههایی است که تقاضای ظرفیت بالا است، فواصل طولانی هستند یا معماری باید بدون بازسازی کامل تکامل یابد. سناریوهای معمولی عبارتند از:
- حلقه مترو و حمل و نقل اصلی.حلقههای مترو ارائهدهنده خدمات معمولاً دهها تا صدها طول موج را در گسترههای 80 تا 200 کیلومتری با تقویت EDFA درون خطی حمل میکنند. DWDM باقاب بندی OTNمعماری استاندارد در اینجا است.
- شبکه های طولانی- و ستون فقرات.پیوندهای ستون فقرات ملی یا بینالمللی - از جمله کابلهای زیردریایی - به DWDM با زنجیرههای تقویتکننده، مدیریت پراکندگی و فرستندههای گیرنده منسجم برای حمل ترابیت در هزاران کیلومتر متکی هستند.
- اتصال مرکز داده با ظرفیت بالا-(DCI).اپراتورهای ابری و مقیاس بزرگ که مراکز داده را در سراسر یک منطقه مترو به هم متصل می کنند، اغلب به طول موج 40 تا 100+ در 100G یا 400G نیاز دارند. DWDM روی فیبر تاریک، گاهی اوقات با یک mux/demux غیرفعال ساده وQSFP{0}}قابلیت اتصال منسجم DD، به یک مدل DCI غالب تبدیل شده است.
- محیطهای{0}} کمیاب فیبر.هنگامی که اجاره رشته های فیبر گران یا از نظر فیزیکی محدود است، توانایی DWDM برای حمل خدمات 80+ روی یک جفت، آن را به صرفه ترین استفاده از کارخانه موجود تبدیل می کند.
الگویی که شایان ذکر است: DWDM به طور فزاینده ای در شبکه های سازمانی که از لحاظ تاریخی قلمرو CWDM بودند ظاهر می شود. از آنجایی که اپتیکهای DWDM قابل اتصال (مخصوصاً ماژولهای 100G ZR/ZR+) از نظر هزینه و استقرار ساده کاهش یافته است، شکاف قیمت بین CWDM و DWDM برای تعداد کانالهای متوسط کاهش یافته است. اگر پیوند سازمانی شما قبلاً استفاده می کندفیبر یک حالت-و شما پیشبینی میکنید ظرف پنج سال به 10+ کانالهای-سرعت بالا نیاز داشته باشید، DWDM ممکن است سرمایهگذاری آیندهتر-حتی برای برنامههای سازمانی «ساده» امروزی باشد.
WDM فعال در مقابل غیرفعال: چگونه معماری سیستم تصمیم را تغییر می دهد

مقایسه CWDM-در مقابل-DWDM اغلب یک محور دوم را نادیده میگیرد: فعال یا غیرفعال بودن سیستم WDM. این تمایز می تواند بودجه، پیچیدگی و قابلیت ها را به اندازه خود شبکه طول موج تغییر دهد.
A WDM منفعلاستقرار فقط از واحدهای اپتیکال mux/demux بدون برق و فرستندههای{0}}موج خاص متصل به سوئیچها یا روترهای موجود استفاده میکند. هیچ پلت فرم انتقال جداگانه، هیچ صفحه مدیریتی برای لایه نوری، و هیچ تقویتی وجود ندارد. هر دو CWDM و DWDM را می توان در حالت غیرفعال مستقر کرد. این رویکرد هزینه ها را پایین نگه می دارد و عملیات را ساده نگه می دارد، اما دسترسی به بودجه تقویت نشده فرستنده گیرنده را محدود می کند و هیچ نظارت بر لایه نوری یا سوئیچینگ حفاظتی را ارائه نمی دهد.
یکWDM فعالاستقرار یک پلت فرم انتقال نیرومند - را اضافه میکند که ممکن است شامل فرستندهها یا muxponder، تقویتکنندههای نوری، کانالهای نظارتی نوری و مدیریت سطح طول موج{1}} باشد. سیستمهای فعال در استقرار DWDM بسیار رایجتر هستند، بهویژه در مقیاس مترو و بالاتر، زیرا ویژگیهایی مانند تقویت نوری، طول موج{3}}حفاظت سطح، نظارت بر عملکرد، و پیکربندی مجدد از راه دور را فعال میکنند. برخی از پلتفرمهای DWDM فعال مدرن به اندازه کافی برای اتاقهای تجهیزات سازمانی فشرده هستند و برای استقرار توسط تیمهایی بدون پیشزمینه عمیق مخابراتی طراحی شدهاند.
نکته کلیدی: دو شبکه با برچسب "DWDM" می توانند بسیار متفاوت به نظر برسند. یک راهاندازی DWDM غیرفعال با 8 طول موج در یک پیوند پردیس کوتاه ممکن است هزینه داشته باشد و مانند استقرار CWDM عمل کند. یک پلت فرم فعال DWDM با 80 کانال، تقویت کننده و سوئیچینگ OTN در یک حلقه مترو یک کلاس اساسی از زیرساخت است. هنگام ارزیابی فروشندگان و راهحلها، همیشه روشن کنید که آیا سیستم نقلقولشده غیرفعال است یا فعال - بیش از برچسب CWDM/DWDM به تنهایی بر هزینه، الزامات عملیاتی و قابلیتهای آینده تأثیر میگذارد.
آیا می توان از CWDM و DWDM با هم استفاده کرد؟
بله، و این رایجتر از آن چیزی است که بسیاری از مقالات مقایسه پیشنهاد میکنند. استقرار ترکیبی یا مرحلهای در چندین موقعیت منطقی است:
- ارتقاء یک شبکه CWDM موجود.اگر قبلاً CWDM را روی یک جفت فیبر اجرا میکنید و به ظرفیتی بیش از 18 کانال نیاز دارید، میتوانید کانالهای DWDM را روی همان فیبر با استفاده از باندهای طول موجی که با تخصیص CWDM موجود شما در تضاد نیستند، پوشش دهید. برخی از محصولات mux/demux به طور خاص برای همزیستی CWDM+DWDM روی فیبر مشترک طراحی شدهاند.
- تقسیم منابع فیبر بر اساس عملکردبرخی از اپراتورها CWDM را برای سرویسهای-اولویت یا کوتاهتر{1}}و مسافت کمتر و DWDM برای{2}}ترافیک ستون فقرات با ظرفیت بالا، هر کدام روی فیبرهای جداگانه در یک کابل اجرا میکنند.
- مهاجرت مرحله ایشروع با CWDM برای نیازهای فوری و برنامه ریزی یک مسیر مهاجرت به DWDM با افزایش تقاضا. این زمانی بهترین کار را دارد که اولیه باشدنصب فیبربا در نظر گرفتن DWDM آینده - برای مثال، مشخص کردن فیبر G.652.D کم-آب- انجام میشود.
نکته اصلی در رویکرد ترکیبی، برنامه ریزی طیفی است: اطمینان حاصل کنید که کانال های CWDM و DWDM که قصد استفاده از آنها را دارید با هم تداخل نداشته باشند و تداخل نداشته باشند و اجزای غیرفعال شما بتوانند مجموعه طول موج ترکیبی را بدون از دست دادن بیش از حد درج کنند.

نحوه انتخاب بین CWDM و DWDM: راهنمای تصمیم گیری مرحله به مرحله-به-
به جای اینکه این را به عنوان یک سوال بله-یا-نه در نظر بگیرید، به ترتیب از طریق این پنج ایست بازرسی بروید. هر کدام می توانند جهت شما را تغییر دهند یا تأیید کنند.
مرحله 1: فاصله دهانه و نیازهای تقویت خود را تعیین کنید.
فاصله کلی فیبر برای هر پیوند را اندازه گیری یا تخمین بزنید. اگر همه دهانه ها کمتر از 60 تا 80 کیلومتر هستند و نیازی به تقویت نوری قابل پیش بینی ندارید، CWDM زنده باقی می ماند. اگر هر دهانه ای از 80 کیلومتر بیشتر شود، یا اگر انتظار دارید در آینده تقویت کننده هایی برای افزایش دسترسی یا جبران خسارت اضافه کنید، DWDM نقطه شروع امن تر است - کانال های CWDM را نمی توان با EDFA های استاندارد تقویت کرد.
مرحله 2: تعداد کانال های فعلی و آینده را تخمین بزنید.
طول موج هایی را که امروز نیاز دارید بشمارید، سپس رشد را در 3 تا 5 سال آینده پیش بینی کنید. اگر به کمتر از 16 کانال نیاز دارید و رشد کند است، CWDM می تواند کار کند. اگر پیشبینی میکنید به کانالهای 20+ نیاز دارید، یا اگر هر سرویس یا مستأجر جدید تقاضای طول موج را اضافه میکند، با DWDM شروع کنید. هزینه انتقال از CWDM به DWDM در اواسط چرخه عمر-تقریباً همیشه بیشتر از هزینه افزایشی شروع با DWDM است.
مرحله 3: پهنای باند در هر طول موج را ارزیابی کنید.
CWDM به خوبی-با خدمات 1G، 10G و 25G در هر کانال مطابقت دارد. DWDM از همان نرخها پشتیبانی میکند، اما با استفاده از نوری منسجم، تا 100G، 200G و 400G در هر طول موج نیز مقیاس میگیرد. اگر طرح ترافیک شما شامل سرویسهایی با 100G یا بالاتر در هر کانال باشد، یا اگر نیاز دارید سیگنالهای کمتر{10}را جمعآوری کنید، DWDM با ماژولهای فرستنده گیرنده مناسب پایه و اساس توانمندتری را فراهم میکند.
مرحله 4: هزینه فیبر و فیبر موجود را ارزیابی کنید.
اگر فیبر تیره فراوان و ارزان باشد، فشار هزینه برای به حداکثر رساندن کانال در هر فیبر کمتر است - CWDM ممکن است خوب باشد. اگر رشته های فیبر کمیاب، گران برای اجاره یا از نظر فیزیکی اضافه کردن آنها دشوار است (مثلاً مسیرهای مجرای متراکم، گذرگاه های زیردریایی، یا مجرای مشترک با ظرفیت اضافی محدود)، راندمان طیفی بالاتر DWDM مستقیماً هزینه زیرساخت را کاهش می دهد.
مرحله 5: عامل در مدل عملیاتی و قابلیت های تیم.
یک استقرار غیرفعال CWDM به حداقل تخصص نوری-لایه - نیاز دارد و تقریباً مانند وصل کردن یک کابل وصله عمل میکند. یک پلت فرم DWDM فعال نیاز به درک سطوح قدرت نوری، OSNR، پیکربندی تقویت کننده و احتمالاً نرم افزار مدیریت شبکه نوری دارد. ارزیابی کنید که آیا تیم عملیاتی شما برای فناوری انتخابی مجهز است یا اینکه به پشتیبانی فروشنده یا خدمات مدیریت شده نیاز دارید.
اشتباهات رایج هنگام انتخاب بین CWDM و DWDM
در نظر گرفتن تصمیم صرفاً به عنوان یک سؤال هزینه.
ارزان ترین فرستنده و گیرنده همیشه ارزان ترین شبکه نیست. اگر در عرض سه سال از CWDM پیشی بگیرید و با جایگزینی کامل{1} لایه نوری مواجه شوید، "صرفه جویی" در زمان استقرار به هزینه بیشتری نسبت به شروع با DWDM تبدیل می شود.
نادیده گرفتن مرز تقویت
بسیاری از تیمها CWDM در مقابل DWDM را بر اساس نیازهای فاصله فعلی ارزیابی میکنند بدون اینکه در نظر بگیرند که آیا تغییرات شبکه در آینده (سایتهای راه دور جدید، افزایش طول دهانه، تغییرات مسیر فیبر) ممکن است پیوندها را فراتر از دسترسی غیرقابلدسترسی قرار دهد. اگر این اتفاق با CWDM بیفتد، نمی توانید به سادگی یک تقویت کننده اضافه کنید - که برای مهندسی مجدد کل لایه WDM نیاز دارید.
گیج کننده تعداد کانال با ظرفیت.
یک سیستم DWDM با 40 کانال در 100G هر کدام 4 ترابیت بر ثانیه را ارائه می دهد. یک سیستم CWDM با 18 کانال در 10G هر کدام 180 گیگابیت بر ثانیه را ارائه می دهد. تفاوت تعداد کانال اسمی (40 در مقابل 18) فاصله ظرفیت را با ضریب 20 کمتر نشان می دهد. هنگام ارزیابی ظرفیت، همیشه نرخ داده هر کانال را در کنار تعداد کانال در نظر بگیرید.
نادیده گرفتن سازگاری نوع فیبر.
CWDM به استفاده از طول موج در طیف وسیعی از جمله باندهای تحت تأثیر پیک جذب آب بستگی دارد. اگر کارخانه فیبر موجود شما از فیبر قدیمیتر استفاده میکند که-نه{2}}آب کم-، چندین کانال CWDM در دسترس نیستند یا فاصله{4}}محدود میشود. قبل از متعهد شدن به طراحی کامل 18 کانال CWDM، مشخصات فیبر خود را بررسی کنید.
تکیه بر جداول مقایسه عمومی به عنوان راهنمای مهندسی.
هر استقرار دارای شرایط منحصر به فرد کارخانه فیبر، بودجه تلفات درج، تعداد اتصال، انواع اتصالات و محدودیت های محیطی است. از مقایسه های منتشر شده به عنوان یک چارچوب شروع استفاده کنید، اما همیشه قبل از نهایی کردن انتخاب فناوری WDM، نسبت به بودجه پیوند واقعی و طراحی شبکه خود اعتبارسنجی کنید.
سوالات متداول
آیا CWDM ارزانتر از DWDM است؟
برای استقرار اولیه، بله - فرستنده و گیرنده های CWDM و مالتی پلکسرهای غیرفعال معمولاً هزینه کمتری در هر کانال نسبت به معادل های DWDM دارند. با این حال، اگر ظرفیت مورد نیاز شما فراتر از آن چیزی باشد که CWDM می تواند ارائه دهد، هزینه کل چرخه عمر ممکن است به دلیل مقیاس پذیری بالاتر آن و اجتناب از مهاجرت پرهزینه فناوری متوسط{2}}به نفع DWDM باشد.
تفاوت اصلی بین فاصله کانال CWDM و DWDM چیست؟
CWDM از یک فاصله طول موج ثابت 20 نانومتر (در هرITU{0}}T G.694.2)، در حالی که DWDM از فرکانس بسیار محدودتر-فاصله مبتنی بر - معمولاً 100 گیگاهرتز (~0.8 نانومتر) یا 50 گیگاهرتز (~0.4 نانومتر) استفاده میکند، همانطور که توسطITU{0}}T G.694.1. این فاصله تنگتر همان چیزی است که به DWDM اجازه میدهد کانالهای بیشتری را در فیبر مشابه پشتیبانی کند.
آیا می توان از CWDM و DWDM روی یک فیبر استفاده کرد؟
بله، در تنظیمات خاصی. طرحهای ترکیبی میتوانند کانالهای DWDM (معمولاً در باند C- در حدود 1530-1565 نانومتر) را در کنار کانالهای CWDM روی همان فیبر قرار دهند، تا زمانی که تخصیصهای طول موج همپوشانی نداشته باشند. این رویکرد برای ارتقاهای مرحلهای مفید است که ظرفیت CWDM موجود بدون جایگزینی کامل باید افزایش یابد.
برای اتصال مرکز داده - CWDM یا DWDM کدام بهتر است؟
بستگی به مقیاس و فاصله دارد. برای{1}}DCI کوتاه با تعداد انگشت شماری پیوندهای 10G یا 25G، CWDM می تواند کافی و مقرون به صرفه باشد. برای DCI با ظرفیت بالا که به دهها طول موج 100G یا 400G در فواصل مترو نیاز دارد، DWDM رویکرد استاندارد است. امروزه اکثر استقرارهای DCI در مقیاس بزرگ و بزرگ از DWDM استفاده می کنند.
چرا CWDM نمی تواند از تقویت EDFA استفاده کند؟
EDFAها (تقویتکنندههای فیبر دوپشده با اربیوم) در باند C-، تقریباً 1530-1565 نانومتر، افزایش میدهند. کانالهای CWDM در محدوده وسیعتری (1271-1611 نانومتر) توزیع میشوند و اکثر کانالها خارج از پنجره بهره EDFA قرار دارند. هیچ فناوری تقویت کننده واحدی وجود ندارد که بتواند به طور همزمان همه 18 کانال CWDM را تقویت کند. به همین دلیل است که CWDM به دهانه های تقویت نشده محدود می شود و این دلیل اصلی ترجیح DWDM برای هر طراحی شبکه ای است که در نهایت ممکن است به تقویت نوری نیاز داشته باشد.
CWDM در مقابل DWDM از چند کانال پشتیبانی می کند؟
CWDM حداکثر 18 کانال (1271-1611 نانومتر در فاصله 20 نانومتر) را پشتیبانی می کند. DWDM از 40 کانال در فاصله 100 گیگاهرتز، 80 کانال با فاصله 50 گیگاهرتز و حتی بیشتر با 25 گیگاهرتز یا پیکربندیهای شبکه انعطافپذیر - همه در باند C{11}}تنها پشتیبانی میکند. گسترش به باند L{13}}تقریباً میتواند تعداد کانالهای DWDM را دو برابر کند.
چه نوع فیبری برای CWDM و DWDM بهتر عمل می کند؟
هر دو فناوری روی فیبر استاندارد تک حالته (ITU-T G.652) اجرا میشوند. برای CWDM، استفاده از فیبر پایین{4}آب{{5} (G.652.C یا G.652.D) برای قابل استفاده کردن همه 18 کانال طول موج توصیه میشود. DWDM عمدتاً در باند C کار میکند که در آن تضعیف فیبر قبلاً کم است، بنابراین نوع فیبر محدودیت کمتری دارد - اگرچه G.652.D همچنان استاندارد ترجیحی برای نصبهای جدید است.